روز ها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا میروم آخر ننمایی وطنم مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم
برچسب:
نویسنده: هیراد مرادیان
تاريخ: دوشنبه
28 آذر
1401 ساعت: 20:33